مرضيه محمدزاده
1226
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
شادمان زهرا شد از ديدار او * بوسه زد بر خنجر و رخسار او در مَلَك افتاد شور و همهمه * بوسه زد بر حنجرش چون فاطمه لرزه در نُه طاق افلاك اوفتاد * نقش « ثار اللّه » چو بر خاك اوفتاد يثرب آن شب كربلا زاييده بود * تك سوار دشت ( لا ) زاييده بود زاده شد در دامن يثرب حسين * پاسدار خندق و بدر و حنين تا گردش زمانه و ليل و نهار هست * نام حسين هست و حسينى شعار هست اين نام پرشكوه بر اوراق روزگار * جاويد هست تا ورق روزگار هست تا در دلى ز شوق حقيقت زبانهاى است * زين حقپرست در همه جا ، حقگزار هست تا موج مىخروشد و تا بحر مىتپد * ياد از خروش او به صف كارزار هست تا سرزند سپيده و تا بشكفد سحر * خورشيد روى او به جهان آشكار هست تا عدل هست ، رايتِ او هر طرف به پاست * تا ظلم هست ، نهضتِ او استوار هست تا در زمانه رسم يزيد است برقرار * سوداى دادخواهى او برقرار هست تا لاله سرزند ز گريبان كوهسار * دلها ز داغ اصغر او ، داغدار هست اى برترين شهيد كه هركس خداى را * با چشم دل شناخت ، تو را دوستدار است هرگز مباد خاطر ما خالى از غمت * تا گردش زمانه و ليل و نهار هست « 1 » * * * آرزوى كربلا دارد دلم * يك جهان شور و نوا دارد دلم هفت وادى گر بود تا كوى دوست * ديدهاى راه آشنا دارد دلم گرچه صد دام است در هرگام من * از قضا پروا كجا دارد دلم ؟ تير اگر بارد در اين ره گو ببار * جوشن از حرز ولا دارد دلم آب حيوان گر به ظلمات اندر است * پرتو صدق و صفا دارد دلم خار و خارا سدّ راه وصل نيست * پرنيان در زير پا دارد دلم غافلى از شور و حال عاشقان * اى كه مىپرسى چهها دارد دلم كربلا دار الشّفاى عاشق است * روى بدان دار الشّفا دارد دلم مىروم همراه جانبازان عشق * چشم يارى از خدا دارد دلم * * * ياد سياووش : عالم از زمزمهى حسن تو خاموش مباد * رهروان را سفر عشق فراموش مباد تا پر از همهمهى زاغ نگردد گلزار * عندليب چمن از زمزمه خاموش مباد كنج ميخانه كه ميدان بلا جويان است * خالى از زمرهى رندان قدح نوش مباد
--> ( 1 ) - سرود درد ؛ ص 364 .